ماهنامه اصلاح

خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحيم

ماهنامه اصلاح دبير خانه امربه معروف و نهي از منكر پايگاه حضرت سكينه (س) حوزه مقاومت حضرت زينب(ع) مرداد1395

همراه با ايات و انوار مقدس الهي:

*قل للذين امنو يغفر واللذين لا يرجون ايام الله ليجزي قوما بما كانو يكسبون*

به كسانيكه ايمان اورده اند بگو:ازخطاي كساني كه به روزهاي خدا،باورندارند درگذريد تا خود ان مردم را به جزاي اعمالي كه مرتكب شده اند پاداش دهد.جاثيه/14

چشم انتظار مولاي غريبم... سلام علي ال ياسين...

صدايت ميكنم اقا همين جايم خودم تنها

ازاين پايين به ان بالا صدايم ميرسد اقا؟

نگاهم در زمين گير است خودم هم خوب ميدانم

بسي دير است براي پرزدن اما اميدم را نگير اقا

از اين سقف گناهانم دعا بالا نمي ايد

دعا انجا نمي ايد دعايم را ببر بالا

شفاعت كن مرا اقا شما را هم ميدهم سوگند

بحق مادرت زهرا نگاهت را نگير اقا

*اللهم عجل فرج منتقم الزهرا (س)*

در محضر بزرگان:

فرزندم اگر دنيا ميخواهي ...

درمجلس اول ملاقات مرحوم علامه طباطبايي با استاد اخلاق خود مرحوم اقاسيد علي قاضي به ايشان فرمود:فرزندم اگردنيا ميخواهي نمازشب بخوان اگر اخرت هم ميخواهي نماز شب بخوان.

در روايت امده است :هركس نماز شب بخواند و در روز بگويد كه گرسنه هستم يا غذا و روزي ندارم او را تكذيب كنيد.

" برگرفته از كتاب در محضربهجت /ج 1 ص353 /وسايل شيعه ص 8 ص158"

ياد ياران سفر كرده بخير:

باران گريه...

گاهي اوقات روي پشت بام منازل بچه ها مراسم ميگرفتيم.يك شب از غروب تا حدود ساعت 9 شب مراسم داشتيم،مراسم را روي پشت بام منزل اقاي شاهمراد برگزار ميكرديم اكثر پشت بام ها كاهگلي بود بعد از دعا ديدم زمين دور اطراف حسين خيس است گويي كه اب پاشيده باشند انجا از بس اين بشر گريه كرده بود .لباس هايش هم همين وضع را داشت، حسين وقتي گريه ميكرد از حالت عادي خارج ميشد شايد اين موضوع براي افرادي كه حسين را نمي شناختند و با او روزگاري را سپري نكرده بودند اغراق باشد و باورنكردني. اما حسين واقعا اين گونه بود.گريه هايش گريه هاي عجيبي بود.

"برگرفته از كتاب اسمان خبري دارد،خاطرات نوجوان عارف شهيد عبدالحسين خبري/72،روايت از زبان حسين معيني"

تجربه موفق- دبيرامربه معروف ونهي ازمنكر:

فاميل بود هميشه درخانه حضور داشت هر برنامه مثل دعا جشن و يا مراسم عزاداري بود شركت نمي كرد هميشه سراغش ميرفتم و ازش ميخواستم بياد تو اجتماع هر كاري كردم راغب نبود،برايش خيلي نگران بودم و هروقت فرصتي دست ميداد ميرفتم باهاش صحبت ميكردم از داستانها و احاديث و روايات ايمه اطهار (ع)برايش ميگفتم..

جشن ميلاد اقا امام زمان(عج) نزديك بود امد گفت نذر دارم هر سال روز ميلاد شيريني پخش ميكنم.ازش خواستم به جاي تقسيم شيريني در بيرون جشن را در خانه بگيرد اما قبول نكرد و گفت حتما ميخواي من رو هم به بسيج بكشاني. سرمو انداختم پايين و گفتم هرجورصلاح ميداني ،صبح روز ميلاد امد گفت ميخواهم جشن را تو خانه بگيرم لطفا اعضا پايگاه ومسجد را خبر كن. از خوشحالي در پوست خود نميگنجيدم وجشن باشكوهي اجرا شد.

ازبعد ان روز ازمن خواست تا نامش را در بسيج بنويسم و تمام مراسمات را همراهم مشتاقانه شركت مي نمايد...

عطریاس ...

ما را در سایت عطریاس دنبال می‌کنید

برچسب: ماهنامه اصلاح و تربیت,ماهنامه اصلاح و تربیت شماره 138,ماهنامه اصلاح طلب,ماهنامه اصلاح و تربیت شماره 51,ماهنامه اصلاح و تربیت شماره 29,ماهنامه های اصلاح طلب,دانلود ماهنامه اصلاح و تربیت,ماهنامه اصلاح و تربيت, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 6:09

صفحه بندی